توجه نمایید در صورتی که به هنگام خرید با خطا در درگاه اینترنتی مواجه شدید میتوانید قبل از فشردن دکمه هزینه پرداخت درگاه اینترنتی خود را از روی شاپرک بر روی سپ یا به ملت تغییر داده و مجدد اقدام نمائید
دانلود رمان عروسک شیرین PDF با لینک مستقیم
نویسنده:ذهن خاموش
ژانر:ددی لیتل گرل/بی دی اس ام(Bdsm)
دانلود آسان رمان عروسک شیرین با لینک مستقیم دانلود فایل PDF – آخرین ویرایش سازگار با همه گوشی ها و سیستم های کامپیوتری
این رمان یکی از رمان های جذاب و پر کشش است که هرخواننده و علاقه مند به رمان با شروع به خواندن این رمان ساعت ها ممکن است در نقش های مختلف رمان فرو برود و از خواندن و ادامه دادن و دنبال کردن رمان خسته نشود این رمان همچون بسیاری از دیگر آثار این نویسنده قوی و پر کشش است در ادامه خلاصه ی از رمان آمده است …
ضمنا رمان کامل بصورت فایل PDF مناسب و قابل اجرا بر روی هر گوشی و یا سیستم کامپیوتری را میتوانید به سادگی از این فروشگاه دانلود نمایید
در صورت هر گونه مشکلی در دانلود و یا سئوالی با زدن تیکت در سایت و یا ارتباط چت آنی مشکل را به پشتیبانی سایت اطلاع تا در اولین فرصت مشکلتان حل شود
موضوع رمان
داستان دختر یتیمی که لیتل دوتا برادر میشه ولی با حضور نامزدهای…
چکیده ای از رمان.
سرم رو یکم کج کردم که قلنج گردنم صدا داد، آخیش زیر لبی گفتم و گل های پلاسیده رو از داخل گل های بهتر جدا کردم و کنار سطل آشغال گذاشتم.
با اینکه خیلی پلاسیده بودن ولی دلم نمی یومد بندازمشون سطل آشغال و زحمت هایی که برای خریدنشون کشیده بودم، رو هدر بدم.
آخه کی می یاد این گل ها رو استفاده کنه که من ننداختمشون سطل آشغال؟ توی این گرما زده بود به سرم، از بین موهام عرق روونه شده بود و تا چونه ام می رسید. با قرمز شدن چراغ پاهای بی جونم و حرکت دادم و سمت ماشین ها رفتم، سعی می کردم از قیافه هاشون بفهمم که آیا گل هام رو می خرن یا نه!؟
روز جمعه بود و همه با خانواده بودن، خوش به حالشون! نشستن توی ماشین زیر باد سرد کولر، عشق و حال می کنن و یکی مثل من فلک زده یتیم، باید اینجا گل می فروخت.
شیشه ی ماشینی رو زدم._آقا گل واسه خانمت نمی خوای؟ بخر دلش و شاد کن، ارزون می دم ها!
مرد نگاهی پر از تمسخر و تحقیر روونه ام کرد و بدون اهمیت مشغول حرف زدن با خانم کناریش شد، که بیشتر شبیه فاحشه های پولی بود.
چشمم رو به پارگی های کفشم انداختم و سر به زیر جلو رفتم و با چشم های مظلوم ازشون خواستم گل بخرن، ولی با سبز شدن چراغ به حدی صدای بوق ها بالا رفت که با دو به سمت وسط بلوار رفتم و روی چمن هاش نشستم.
بوی کبابی مغازه روبروم بلند شده بود و شکمم صداش بلند شده بود، تیکه نونی از کیف پاره ام برداشتم و گاز زدم. بهتر بود برم خونه و به درس هام برسم ، دوباره شب باید می یومدم.
کوله ام رو روی دوشم انداختم و آروم آروم سمت خونه که فقط دو کوچه با چهارراهی که گل می فروختم فاصله داشت، رفتم.
به در آهنی زنگ زده اش که رسیدم کلید رو درآوردم و در رو باز کردم، وارد که شدم چشمم به سهیلا خورد.
ویژگی منحصر فروشگاه نخبگان فارسفایل☺️(چرا از این سایت خرید کنیم؟!!)
ما این امکان را ایجاد کردیم که شما به محض خرید موفق ، هم اینکه دانلود فایل برای شما امکان پذیر میشه ☺️ و هم اینکه شما در سایت ثبت نام شده اید و میتوانید از طریق منوی بالا سمت چپ (سه خط بالا) وارد پنل کاربری خود شده و از قسمت لیست خریدها به کلیه فایل های خریداری شده در هر زمان دسترسی همیشگی داشته باشید و در صورت نیاز مجدد دانلود کنید ☺️و اصلا دیگه نباید نگران قطعی اینترنت و یا کندی اینترنت ... بعد از خرید خود برای دانلود باشید ☺️☺️